تبليغاتX
مرد انديشه ها
نوشته های معلم شهید دکتر علی شریعتی
باز هم به جهان معاصر مي‌انديشيم و منافع و مضار آن و اين‌كه منافع‌اش را به چه قيمتي به ما ارزاني مي‌دارد...؟ هدف دشمني چشم و گوش بسته با مدرنيته يا عصر پسا مدرنيسم نيست بلكه تنها در پي كالبدشكافي زماني هستيم كه در آن عمر مي‌گذرانيم يا به بياني ما را با خود مي‌برد... آخر آن‌كه از شدت عدالت و انصافش در محراب عبادت كشته شد فرمود كه «خدا رحمت كند آن‌كه را دريافت از كجا آمده، در كجا به سر مي‌برد و مسافر كجاست.»

به راستي كه در مواردي گويا شريعتي براي امروز ما قلم زده و گاهي اوقات از زمان خويش فراتر رفته و به فرزند زمانه‌هاي پس از خود تبديل گشته است؛ در خصوص مساله مذكور نيز اين قاعده صادق بوده و گويا قلم شريعتي براي عصر ما و از غم زمانه ما زبان گشاده است:

                                        برادر!

ما اكنون به ظاهر براي كسي بيگاري نمي‌كنيم، آزاد شده‌ايم، بردگي برافتاده است، اما به بردگي بدتر از سرنوشت تو محكوم گشته‌ايم.

انديشه‌ي ما را برده كرده‌اند، دل‌مان را به بند كشيده‌اند و اراده‌مان را تسليم كرده‌ايم و ما را به "عبوديتي آزادگونه" پرورانده‌اند و با قدرت علم، جامعه‌شناسي، فرهنگ و هنر، آزادي‌هاي جنسي، آزادي مصرف و عشق به برخورداري و فرد پرستي از درون و از دل‌مان،‌ ايمان به هدف، مسووليت انساني و اعتقاد به مكتب او را پاك برده‌اند.

و اكنون برادر!

ما در برابر اين نظام‌هاي حاكم، كوزه‌هاي خالي زيبايي شده‌ايم كه هر چه مي‌‌سازند، مي‌بلعيم. اكنون به نام فرقه، به نام خون، به نام خاك و به نام خود او و مخالف او قطعه، قطعه مي‌گرديم ...

برادر!

تو اربابت را به سادگي مي‌شناختي و درد شلاقي را كه مي‌ خوردي به سادگي احساس مي‌كردي و مي‌دانستي كه برده‌اي و چرا برده‌اي و چه زماني برده شده‌اي و چه كساني برده‌ات كرده‌اند و ما اكنون با سرنوشتي هم‌رنگ سرنوشت تو بي‌آن‌كه بدانيم چه كسي ما را به بردگي اين قرن كشانده است و از كجا غارت مي‌شويم و چگونه به تسليم، به انحراف انديشه و به عبوديت‌هاي زميني دچار شده‌ايم ...

بيش از عصر تو، محروميم و ظلم و تبعيض طبقاتي و ستم، بيش از زمان توست اما با چهره‌ تازه و پيرايه‌هاي تازه‌تر.

و برادر!

علي تمامي عمرش را بر روي اين سه كلمه گذاشت؛

مظهر بيست و سه سال تلاش و جانبازي براي ايجاد يك ايمان، در درون وحشي‌هاي متفرق و بيست و پنج سال سكوت و تحمل براي حفظ وحدت مردم مسلمان در برابر امپراطوري‌هاي رم و ايران و هم‌چنين پنج سال كوشش و رنج براي استقرار عدالت و براي اين‌كه همه عقده‌ها و كينه‌هاي ما را با شمشير خويش بيرون كشد و آزادمان كند.

نتوانست! نتوانست! اما توانست مذهب و پيشوايي و سيادتي را براي هميشه به من و ما، برادر اعلام كند.

مذهب عدل و مذهب رهبري خلق و سه شعار گذاشت كه همه هستي خود و خاندانش را فداي اين سه كرد:

مكتب، وحدت، عدالت.

«بخش‌هايي از فراز پاياني كتاب "آري اين‌چنين بود برادر"؛ زنده‌ياد دكتر علي شريعتي»

يا علي

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 0:31  توسط علی صمیمی  |